طرفداران پوما بشتابید!!!!!!!!!!!




PHoNiX




PHoNiX
pHoNiX
نگاه ساییدم ...
در انتظارت سیاهی تنم شوره زار آبدانه ی چشمم شد.
یاد دارم تن سپیدت را ...
چونان پریان خجل از معشوقشان بود٬
سر به زیر٬
آرام٬
گرچه زانوانم مست شد٬
گهِ پای بر زمین نهادنت.
دانم چه خوار آمد ...
اندوخته هایم٬
چه از جیفه زار اوراق شرم بود٬
آبشخورش.
چه کنم جز اینم هنری نیست ...
دریغا که در راه شناخت٬
روح و تن بباید فسرد.
تف به حدٌ و حصر ...
و رجز هزار پیرزن افسونگر٬
بدرقه ی راه زیستگاهم باد.
PHoNiX
این دسته که بر روی چیزهامان ضربدر میگذارند.
بیکاران بیکار.
پدر سوخته ها!
البته شعور هم ندارن
چون
درختو برفم فیلتر کردن![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
منو که نمیتونید فیلتر کنید بجنگ تا بجنگیم
P H o N i xXx
کرج.جهانشهر.پارک تنیس(نایت لایف)
جای پا روی برف یعنی شاید تو اومده بودیو من دیر رسیدم
جهانشهر.
PHoNiX
پسر مدرن: خاک تو اون سرت کنم – بدبخت – تو هنوزم نشستی این دختره – برگرده ؟.. دوساله ! به خودت بیا
پسر سنتی : می گی چیکار کنم ؟ دل من یه بار پسندیده و اگه عشق – عشق باشه – اون حتما برمی گرده ..
پسر مدرن: مادرتو – تورو عوض اینکه تو بیمارستان بزاد تو گاوصندوق زائییده – مخت بوی نفتالین می ده – آخه خاک تو اون سر بی ژلت بکنم – اینهمه دختر – هر روز با یکی حال کن فرداش بی خیال شو – دل بستن مال کدوم خریه ؟
پسر سنتی : انگار نمی فهمی ..من عاشقم .. حالا چرا می زنی تو سرم ! .. عاشق هم نبودم چنین کاری نمی کردم مگه خودم خواهر مادر ندارم
پسر مدرن: خنگ خدا – دخترام دیگه تن لشه سنتی مثل تورو نمی خوان – اونا حال می خوان – نمی خوان که بوی قورمه سبزی بدن و بچه بزان که ..
پنج سال بعد ...
پسر سنتی : آهای هم کلاسی .. کجا با این عجله ؟.. بییست ببینم ..
پسر مدرن : دیر کردم – قرار دارم .. چطور شدم ؟ خوشتیپ شدم؟... تو کجا؟.. راستی این دختر عهد قجر شما رسید؟
پسر سنتی : دارم میرم سر کار .. هنوز نه .. میرسه .. حالا ببین
ده سال بعد:
پدر پسر مدرن : خاک تو سرت کنم بچه – ول کن اینکارارو .. کسی رو دوست داشته باش تا برات بمونه ...عاشق شو ..وگرنه همیشه تنها می مونی
پدر دختر سنتی : دخترم مثل من نباش بابا – عمرتو هدر نکن – برو حال کن – بگرد – کیف کن – بی خیال شو.
PHoNiX
به آرزو، یک هوشبر اشتباهی
ولی دوست داشتنی
آدما گاهی به اشتباهاتی که دارند انجام میدن واقفند ولی اون ها رو مرتب تکرار می کنند.چون نمی تونن ترکشون کنند نمیدونم شایدم بهتره بگم نمی خوان که ترکشون کنن!ولی این چیزا تو ی دوستی آدما تأ ثیری نداره یعنی نباید داشته باشه، هرکسی راه و روش زندگی کردنش رو خودش انتخاب می کنه و این یه امر کاملا شخصیه.یکی مثل دوستم عاشق رشته اشه و همش سرش تو کتاباش و کتابخونه و سایته یکی هم همش تو دانشگاه دنبال کار گروهی و نمیدونم فرهنگی و از این چیزا ست.
کاش یاد بگیریم آدما رو به خاطر شخصیتشون دوست داشته باشیم، تفتیش عقاید نکنیم. به من چه که دوستم سیگار می کشه؟به من چه که فلانی عاشق احمدی نژاده و پیرو خط رهبریه؟به من چه که بزرگترین تفریح یکی با خانواده اش پاساژ علا الدین رفتن و بزرگترین افتخار یکی حرف زدن راجع به زیاران رفتن با دوست پسر۷۱اش؟
آدما رو دوست داشته باشیم نه به خاطر این که شبیه ما هستند، نه به خاطر این که مثل ما فکر می کنند.دوست ها مثل هم نیستند، مکمل همند.ما از اطرافیانمون خوشمون میاد چون بخشی از ویژگی هایی رو که خودمون دوست داریم و نداریم رو توی آنها می بینیم، چون کارایی رو که دوست داریم انجام بدیم و نمی تونیم رو انجام میدن.
یاد بگیریم آدما رو به خاطر خوبی هاشون دوست داشته باشیم، به خاطر ویژگی های مثبتشون.یاد بگیریم آرزو ...یاد بگیریم. PHoNiX
PHoNiX
...
و بعد اصلا یادمان برود
که همه اینها خیال است..
من
تو باران
...؟!
بازم سلام.نوشته ی یه دل گرفته باید چه رنگی باشه؟بعضی وقتا که به بعضی چیزا فکر میکنم هیچ جواب قاطع و محکمی پیدا نمیکنم هر چی بیشتر فکر میکنم سردرگم تر میشم در حین اینکه انگار تو یه مرداب دارم فرو میرم بعضی وقتا ناچیزی خودمو میبینم حتی جلو خودم کم میارم.جدیدنا خیلی دلم میگیره نمیدونم چرا البته میدونما ولی توقع ندارم که با به یاد آوردن خاطرات انقد خراب بشم بعضی چیزا فقط تو کتاباس تو خیالمون.خیلی چیزا از دست دادم خیلی کارا میتونستم بکنم که الان راضیتر باشم خیلی حرفا میتونستم بزنمو نزنم الان که فکر میکنم میبینم میتونستم عادت نکنم بچه ها من تاحالا واسه خودم زندگی نکردم بخدا اصلا نفهمیدم زندگی چی هست اه ه ه ه ه ه ه اصلا نمیدونم چی دارم میگم چرا آدم دلش میگیره؟اصلا دل گرقتن یعنی چی؟ به مردم نگاه میکنی دلت میگیره یاد خاطره ها میوفتی دلت میگیره به زندگی فکر میکنی دلت میگیره به دل بستن فکر میکنی دلت میگیره به برگا نگاه میکنی دلت میگیره به آسمون نگاه میکنی ئلت میگیره به فردا فکر میکنی دلت میگیره گذشته حال آینده بازیچه ی دست زمانیم خیلی دلم میخواد بارون بیاد البته اونموقه بازم دلم میگیره.کاش ادما بدون اینکه حرف بزنن احساس همو درک میکردنو حرف همو میفهمیدن.امید دارم به گفتگو به شناختن و شناساندن یکدیگر به هم ولی چه سود که..........گفتگو نیز پایانی دارد! اگه بخوای حرفای دل گرفتتو بنویسی دوسداری با چه رنگی بنویسی؟ PHoNix
اين مردان، مدعياني دروغگويند
كه مي پندارند از يكي از دنده هاشان
زن را آفريده اند!
زن از دنده مرد پديد نيامده است ، حاشا!
اين اوست كه از بطن زن زاده مي شود
چونان ماهي كوچكي كه از اعماق آب سر بر مي آرد !
و همچون نهري كه از رودساري مشتق مي شود
اين اوست كه گرد خورشيد زن مي چرخد
و گمان مي برد كه بر جاي ايستاده است!
من توان رام كردن تو را ندارم
توان اهلي كردنت را
يا توان تعديل غرايز نخستينت را
مي آزمايم هوش خويش را بر تو
چنانكه حماقتم را
هیچ يك را با تو كاري نيست
نه راهنمايي و
نه وسوسه
اصيل بمان
چنانكه هستي
من توان شكستن عاداتت را ندارم
20 سال اينگونه بوده اي
توان تغيير طبيعتت را ندارم
كتابهايم سودي برايت ندارد
و عقائد من متقاعدت نمي كند
تو
ملكه آشوبي و
ديوانگي
كه به هيچكس تعلق ندارد.
بر همين طريق بمان
تو
درخت زنانگي هستي
برآمده از تاريكي
بي نياز از آفتاب و آب
پري دريايي اي
كه به همه مردان عشق مي ورزد
اما عاشق هيچ يك نيست
تو
بانويي اساطيري هستي
كه با تمام قبايل رفت
و باكره بازگشت
بر همين طريق بمان!
PHOniX
(چنین گفت زرتشت - درباره ی زیرکی بشری )

شاید خیلی چیزها نبودم اما بیشک خلاق ترین عاشق بودم...
پیروزی مجدد ِ شیطان!
حافظه ام (نیمه خیر وجودی) می گوید : حقیقت اینست که من چنین گفتم
غرورم (نیمه شر وجودی) میگوید : حقیقت کدامست؟ محال است من چنین گفته باشم
دیشب نبردی سهمگین بین غرور و حافظه در دوزخ ِ وجودم به پا خواست...
سرانجام غرورم پیروز گشت و حافظه ام را به زور به انکار واداشت.
PHoNiX
آری این منم ، این منم همان عاشقی که بر تو جان می داد ، و تو کسی هستی که برای رسیدن به خوشبختی به روی جسدهای بی جان غرور
انسانها قدم می گذاشتی ولی افسوس ، افسوس که راه ات برای رسیدن به هدف هایت اشتباه بود ، و افسوس که من برای آدمی مثل تو غرورم را شکستم ، افسوس من جام جمم ولی چو بشکستم هیچ.بچه ها تجربه وقتی بدست میاد که به چیزی که میخواستی نرسیده باشی ولی باید ادامه داد
PHoNiX
در زندگی انسانها ترس از شکست بزرگترین مانع در راه کسب موفقیت است.توجه کنید که مشکل خود شکست نیست.زیرا شکست ٬ انسان را قوی تر ٬ مقاوم تر و مصمم تر می کند.بلکه ترس از شکست یا پیش بینی شکست است که افکار و اعمال را فلج می کند و مانع انجام اقداماتی می شود که برای کسب موفقیت ضروری است.
روزی یک خبرنگار جوان از توماس واتسون ٬ موسس شرکت آی.بی.ام ٬ پرسید: "چگونه می توان سریع تر موفق شد؟" و او با این کلمات درخشان پاسخ داد : " اگر می خواهید سریع تر موفق شوید ٬ باید میزان شکست های خود را دو برابر کنید.موفقیت آن سوی شکست قرار دارد."
با جرات به جلو بروید.آدم های خود ساخته دست به قمار نمی زنند بلکه همیشه آمادگی دارند که بر مبنای ریسک های حساب شده و در جهت نیل به هدف هایشان دست به عمل بزنند.در حقیقت ٬ طرز فکر شما در مورد پذیرش ریسک احتمالا مهم ترین نشانه آمادگی برای موفق شدن است.
هر وقت با وضعیتی پر از ریسک مواجه می شوید از خودتان بپرسید: " اگر این کار را انجام دهم ٬ بدترین چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد چیست ؟ " سپس کاری کنید که این بدترین اتفاق ٬ هر چه هست ٬ روی ندهد.
واقعیت این است که همه از شکست می ترسند.همه از ورشکستگی ٬ فقر ٬ اشتباه کردن و عقب افتادن واهمه دارند.ولی آدم های موفق کسانی هستند که آگاهانه و عمدا با این ترس ها مواجه می شده و در هر صورت دست به عمل می زنند.رالف والدو امرسون می نویسد: "در زندگی تان عادت کنید کارهایی را انجام دهید که از آن می ترسید.دراین صورت مرگ ترس حتمی است."
هنگامی که شجاعانه عمل می کنید ٬ عوامل نامریی به یاری شما می شتابند و هر بار شهامت و ظرفیت شهامت تان بیشتر می شود.هر گاه گامی به جلو بردارید ٬ بدون تضمین موفقیت ٬ ترس شما کمتر شده و شهامت و اعتماد به نفس تان استوارتر می شود.نهایتا به جایی می رسید که از هیچ چیز نمی ترسید. PHONiX

خوب حالا می خوام چند تا نکته بهتون بگم که بتونید بدون این که تبدیل به یک آدم مسخره بشید هر دختری رو بخندونید و در ضمن به سمت خودن جذب کنید: قبل از این که شروع 
کنم این رو تذکر بدم که دلیلی که اکثر مرد ها از خندوندن نتیجه مثبت نمی گیرن اینه که سعی می کنن با گفتن جوک دخترها رو بخندونن. در حالی که خنده ای که در اینجا مورد نظر ماست خنده ی حاصل از داشتن یک شخصیت با مزست. برای مثال چارلی چاپلین برای خودش یک شخصیت خلق کرده بود که بامرزه بود کاراش (خجالتی و دست و پا چلفتی در عین کحال زرنگ و ... ) شما هم باید برای خودتون یک شخصیت خلق کنید که جذاب و خنده دار باشه ولی مطمئنا دست و پا چلفتی مورد نطر ما نیست.
با کارهایی بهتون می دم می تونید یک شخصیت بامرزه خلق کنید و در عین خنده دار بودن جذاب هم باشید:
1. تا می تونید در مورد مسایل مختلف مربوط به دختر زیاده روی کنید. مثلا یه دختری بهتون میگه وای چقدر موام بد شده امشب (داره ناز می کنه که شما بگید نه خیلی هم قشنگه)! و شما هم می گید : من نی خواستم بروت بیارم ولی آره خیلی بد شده. همونجا احتمالا دختره میخنده و یک وشگونی ازتون می گیره و شما هم می تونید اینو براش دیگه تا آخره اون شب داستان کنید و همش بگید وای همه دارن مواتو بگاه می کنن! حالا چی کار کنیم و یا مثلا من خجالت می کشم با این موا با تو راه برم و ....
2. تا اون جا که می تونید سعی کنید متحمش کنید می خواد شمی رو بلند کنه! دختر . مثلا اگه گفت دیگه دیره و من باید برم خونه بگید ولی من باهات نمیام و اون می گه نه گفتم تو بیا گفتم من می خوام برم خونه و شما هم که انگار کرید می گید ای بابا ما هنوز همدیگرو درست نمیشناسیم و تو می خوای منو ببری خونت. عجب دور و زمونه ای شده ها و ...
4. زیادی لبخند نزنید و به جوکهای خودتون نخندید.
5. مسایل مختلف رو به هم مربوط کنید به طرزه با مزه. مثلا اگر یه دختره چاق وارد یه کافی شاپ میشه که شما نشستید شد و ک بزرگی داشت بگید اه، جنیفر لوپز اینجا چیکار می کنه یا ...
6. احساساتشو لطیف مسخره کنید؟ مثلا : می گه وای واقعا از اینکه مردم بقل دستم سیگر بکشن متنفرم! بگید: حالا واقعا نسبت به این کار چه احساسی داری؟ ... این ها رو با جوک ها و تیکه های با مزه تون قاطی کنید، حتما نتیجه می ده
چگونه سره حرف رو با هر کسی باز کنیم!
من واقعا نمی دونم چرا شماها می خواین یاد بگیرین چجوری میشه سره حرف رو باز کرد؟! مگه حرفه بدبخت به شما چه کار کرده که می خواید سرشو باز کنید. اقلا تهش .... خوب دیگه لوس بازی بسه بریم سره مطلب.....
این طور که بوش میاد خیلی ها تون با سر صحبت رو باز کردن با دخترها مشکل دارید. براتون گفتم همون کارو بکنید که اگر طرف پسر بود می کردید . معلوم شد که در مورد پسرها هم همین مشکل رو دارید. خوب این هم راه حل ... برای این که شروع به صحبت با کسی کنید سه راه وجود داره:
1. در مورد یه چیزی سوال بپرسید. مثلا: توی یک نمایشگاه هستید - چه فکر می کنید راجع به این اثر؟
2. راجع به یه چیزی نظرتون رو بیان کنید. مثلا: توی صفه سینما هستید - عجب صفه طولانی ای، هیچ فکر نمی کردم "فلان فیلم" انقدر طرفدار داشته باشه.
3. یک حقیقی رو بیان کنید. مثلا: اتوبوس دیر کرده یا چه قدر امروز سرده. موضوع هر یک از این سه مورد بسته به شرایطی که درش هستید فرق می کنه. ولی تا اونجا می تونید موضوعاتی رو انتخاب کنید که در طرف مقابل ایجاد علاقه کنه. تدکر: درسته که شما باحال ترین و با نمک ترین و خوشتیپ ترین آدم هستید و خلاصه خیلی کارتون درسته. ولی لطفا سعی کنید سوژه ی صحبت راجع به خودتون نباشه. باور کنید آدم های غریبه اونقدر که شما به خودتئن علاقه مندید به شما علاقه مند نیستند. ولی نکته ی جالب اینجاست که اونها هم به همین اندازه به خودشون علاقه مندند. نتیجه گیریه علمی این که اگر سوژه ی صحبت به نحوی به اونها ارتباط پیدا کنه شانس موفقیت بیشتری دارید. همونطور که در بالا می بینید بدترین نوع شروع بیان کردن یک حقیقته مثله این که هوا چه سرد شده امروز. دوتای دیگه هر دو خوبن. اگر از سوال کردن استفاده می کنید سعی کنید هی پشته سره هم سوای هایی که جواب کوتاه می خوان نپرسید که تبدیل به بازپرس می شید. سوال های چرا و بپرسید که پاسخ های بلند نیاز دارن phoni x![]()
.


خصوصيات دخترها:

۱- تا زبونشون باز میشه عوض مامان بابا میگن شوهر
۲- حالشون از پسرا به هم میخوره ولی نمی دونم چرا ۱۰۰ تا دوست پسر دارن
۳- اگه خونشون آتیش بگیره بین بابا و لوازم آرایش حتما لوازم آرایش و انتخاب می کنن
۴- نون شب ندارن بخورن ولی پول عمل دماغشونو ردیف میکنن
۵- همه خوشکل و خوش هیکلن(خدایا منو بخاطر این دروغم ببخش)
۶- از ۷ تا ۳۰ سالگی ۳۲۰ تا دوست پسر داشتن که هیچ کدوم درکشون نکرده
خصوصيت پسرها:
۱. خوشگل تر از خودشون نمي تونن ببينن.
۲. هر روزي كه باهاشون آشنا شي ۳ روز بعد به طور اتفاقي تولدشونه.
۳. دوست ندارن دم ويتريناي مغازه ها وايسن كه دوست دخترشون از چيزي خوشش بياد مجبور شن پولاشونو خرج كنن.
۴.روز تولد دوست دختراشون يا مسافرتن يا ماموريت.
۵. هر وقت دير مي كنن به جون مامانشون تو ترافيك بودن.
۶. اگه راجع به سربازي يا دانشگاه ازشون بپرسي تب مي كنن.

دخترها نمی توانند:
۱- با داشتن دماغی تیر کمونی یا عقابی متالیک به جراح مراجه نکنند !
۲- با دیدن یکی خوش تیپتر از خودشون، میگرن نگیرن و از زور ناراحتی غش نکنند !
۳ -با داشتن قدی کوتاه کفش پاشنه ۶۰ سانتی نپوشند و احساس قد بلندی نکنند !
۴- روزی ۲۴ ساعت با تلفن حرف نزنند !
۵- روزی ۳۰-۴۰ هزار تومان آت و اشغال نخرند !
۶- از مهمونی و عروسی و برای هم خالی نبندند و با خالیبندی لایه اوزون رو سوراخ نکنند !
۷- با یه دماغ عمل کرده احساس خوشگلی نکنند و فکر نکنند که مادر زادی همینجوری بودن !
۸- مطالب چرت و پرت این قسمت رو بخونند و از عصبانیت سکته نکنند !
پسرها نمیتوانند:
۱- با داشتن هیکلی ضایع تیشرت تنگ نپوشند و فیگور نگیرند !
۲- از کلاس پنجم دبستان صورتشون رو سه تیغه نکنند و after shave نزنند !
۳- پس از یافتن اولین مو در پشت لب احساس مردانگی نکنند و به فکر ازدواج نیفتند !
۴- در میهمانیها و محافل خانوادگی احساس بامزگی نکنند و چرت و پرت نگویند !
۵- ادعای با مرامی و با معرفتی و با وفایی و غیره نکنند !
۶ -کت و شلوار صورتی با بلوز زرد نپوشند و کراوات قهوهای نزنند !
۷- احساس با غیرتی نکنند و راه به راه به آبجی کوچیکه گیر ندهند !
۸- از ۹ سالگی پشت ماشین باباشون نشینند و پدر ماشین رو در نیارند !
۹- چرت و پرت نگند و از خودشون تعریف نکنند ! phonix
.
.
.
.
.
.
چی بگم برو ادامه مطلب
.
.
.
.
.
بهش لبخند زدم و گفتم: "آره ميدونم. فكر خوبيه.من هم خيلي تنهام.*
يه روز ديگه بهم گفت: "ميخوام تا ابد باهات بمونم؛ آخه ميدوني؟ من اينجا خيلي تنهام.*
بهش لبخند زدم و گفتم: "آره ميدونم. فكر خوبيه.من هم خيلي تنهام. *
يه روز ديگه گفت: "ميخوام برم يه جاي دور، جايي كه هيچ مزاحمي نباشه.
بعد كه همه چيز روبراه شد تو هم بيا. آخه ميدوني؟ من اينجا خيلي تنها. *
بهش لبخند زدم و گفتم: "آره ميدونم. فكر خوبيه. من هم خيلي تنهام.*
يه روز تو نامه اش نوشت: "من اينجا يه دوست پيدا كردم. آخه ميدوني؟ من اينجا خيلي تنهام.*
براش يه لبخند كشيدم و زيرش نوشتم: "آره ميدونم. فكر خوبيه.من هم خيلي تنهام.*
يه روز يه نامه نوشت و توش نوشت:
"من قراره اينجا با اين دوستم تا ابد زندگي كنم. آخه ميدوني؟ من اينجا خيلي تنهام.*
براش يه لبخند كشيدم و زيرش نوشتم: "آره ميدونم. فكر خوبيه. من هم خيلي تنهام.*
حالا ديگه اون تنها نيست و من از اين بابت خيلي خوشحالم و چيزي كه بيشتر خوشحالم مي كنه
اينه كه نمي دونه من هنوز خيلي تنهام.*!!!
PHoNiX
PHoNiX